پيش آغاز كرده بود -- تأسي به فلسفه و معارف يوناني و هم‌آهنگ ساختن آن با آيين اسلام‌. مسعودي جغرافي‌دان نيز فيلسوف و جامع‌العلوم بود، پليني‌ِ مسلمان‌.
انتقال فلسفهٴ يوناني توسط مترجمان مسيحي هم‌، مخصوصاً متن بن يونس و يحيي بن‌ عدي‌، به صورتي ناقص انجام مي‌گرفت‌.

4. رياضيات و نجوم اسلامي‌، بيزانسي‌، و چيني‌. عملاً همهٴ آثار اين دوره به عربي بود. بهتر است‌ اول به اين نوشته‌هاي عربي بپردازيم‌. محصول رياضي اين عصر كم‌تر بود و در مجموع‌ درخشش دورهٴ قبلي را نداشت‌. ولي براي اول بار منحصراً اسلامي بود، و دست كم دو رياضي‌دان بسيار برجسته ديده مي‌شد: ابو كامل و ابراهيم بن سنان‌. ابن آدمي و ابن اَماجور زيج‌هايي ساختند، گويند دومي يكي از بهترين راصدان مسلمان بود. او در اثناي سال‌هاي 885 و 933 با كمك پسرش علي و غلامي به نام مُفْلِح رصدهايي انجام داد. ابو كامل جبر خوارزمي را تكميل كرد و به تحقيقات خاصي در زمينهٴ پنج‌ضلعي و ده‌ضلعي و جمع و تفريق راديكال‌ها پرداخت‌، او توانست دو ريشهٴ (حقيقي‌) يك معادلهٴ درجهٴ دوم را تعيين كند و به دست آورد. ابوعثمان كتاب دهم اصول اقليدس را همراه با شرح پاپوس بر آن‌، ترجمه كرد. بلخي و سنان بن‌ ثابت طبيب رساله‌هاي متعددي در موضوعات رياضي‌، نجوم و علم احكام نجوم نوشتند. همداني در يمن زيجي ساخت و كتاب بزرگ او راجع به باستان‌شناسي زادگاهش داراي اطلاعات‌ زيادي در باب عقايد علمي اعراب قديم است‌. ابراهيم بن سنان [نوهٴ ثابت بن قره‌] در وهلهٴ اول‌ هندسه‌دان بود، او شروحي بر كتاب آپولونيوس و بر مجسطي نوشت‌، و روش او در تعيين‌ مساحت سهمي يكي از بزرگ‌ترين دست‌آوردهاي رياضيات اسلامي بوده است‌. عِمْراني‌ رساله‌هايي در علم احكام نجوم و شرحي بر جبر ابوكامل نوشت‌.
هرون كهتر رساله‌اي در مساحي تأليف كرد كه صرفاً بازنويسي از معلومات اسكندراني بود.
تاريخ قديم سلسلهٴ تئانگ توسط ليوهسو تحرير شد. اين اثر شامل تاريخ رياضيات و نجوم‌ چيني تا سال 945 است‌.

5. فيزيك‌، كيمياگري و فن‌آوري بيزانسي‌، اسلامي‌، و چيني‌. قبلاً به رسالهٴ مساحي تأليف هرون‌ كهتر اشاره كردم‌، رساله‌اي از همان دوره در باب شهربندان هم بدو منسوب است‌. ابن وحشيه‌، كه‌ در زير از او بيشتر گفت‌وگو خواهد شد، در وهلهٴ اول كيمياگر و اهل علوم غريبه بود. آثارش حايز هيچ فايدهٴ شيميايي نيست ولي ممكن است براي فهم رموز كيمياگري مفيد باشد.
فارابي مهم‌ترين رسالهٴ عربي را در موسيقي نوشت‌. او بسي برتر از موسيقي‌دانان نظري‌ اروپايي در آن روزگار بود (مثلاً رگينوي پرومي و اودوي كلوني‌).
فنگ تائو را غالباً مخترع چاپ دانسته‌اند. اين اظهار درست نيست‌، بي‌آن كه كاملاً نادرست‌ باشد؛ چون اگر فنگ تائو چاپ را اختراع نكرده‌، به هر صورت بيشتر بر اثر مساعي و رهبري‌هاي‌